X
تبلیغات
Chem.Eng
قابل توجه دانشجویان عزیز مهندسی شیمی و پلیمر

جزوه درس طرح و اقتصاد مهندسی و درس طراحی و اقتصاد کارخانه را از انتشارات دانشگاه می توانید تهیه نمایید.

شایان ذکر است سرفصل های تنظیم شده برای هر دو گروه یکسان است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 16:50  توسط   | 


  متن زیر ایمیل زیبایی است که توسط یکی از دوستان به دستم رسید. امیدوارم شما هم لذت ببرید.

                                                                   ***

امیدوارم با خواندن این مطلب به سادگی من نخندید...

اعتراف می کنم که همیشه از دیدن خانه های زیبا لذت برده ام و گاه ساعتی ایستاده ام و نگاهشان کرده ام،

اعتراف می کنم بسیاری از ماشین های لوکس را با لذت دیده ام، و اگر چشم مردم و صاحب ماشین دور بوده، از شیشه با نگاهی کنجکاو، داخل ماشین ها را بررسی کرده ام. اما باید این را هم اعتراف کنم، که به ندرت، حسرت خورده ام و تقریباً هرگز در دل نگفته ام: «ای کاش این خانه، خانه ی من بود» یا «ای کاش این ماشین، ماشین من بود».

اما بگذارید اعتراف کنم،

ایده های زیادی بوده، که وقتی آنها را دیده ام، آهی از ته دل کشیده ام و گفته ام: «ای کاش این ها ایده ی من بود».

سالها پیش، در کافه ای نشسته بودم و مردی را دیدم که سفارش قهوه داد. گفت:one cappuccino and two pending coffee please

می دانم به من می خندید، اما من آنجا آموختم که یکی از انواع قهوه Pending است.

امروز داشتم با دستگاه قهوه سازم در خانه بازی می کردم و اسپرسو و لاته و کاپوچینو و هر ترکیبی که به ذهنم رسید درست کردم و خوردم. بعد به سراغ اینترنت آمدم تا اطلاعاتم را در مورد قهوه تکمیل کنم.

نمی دانم برایتان پیش آمده که واژه ای یا اصطلاحی از انباری ذهنتان، به بیرون پرت شود و صاف جلوی چشمتان قرار گیرد؟ ناگهان یاد Pending Coffee افتادم. یادم افتاد که مردم ما معمولاً این نوع قهوه را نخورده اند. اگر دستورش را یاد بگیرم می توانم مهمان هایم را با یک نسخه خاص قهوه، شگفت زده کنم!

پس از کمی جستجو، احساس لذت، شرمندگی، حماقت، شعف، امید و حسرت را با هم تجربه کردم.

فهمیدم این سنتی است که در نقاط زیادی از جهان رواج دارد. کسی که قهوه سفارش میدهد، اگر مثلاً دو قهوه می خواهد، یک یا چند قهوه Pending هم سفارش میدهد. پول همه قهوه ها را حساب می کند و صاحب کافه میداند که پول تعدادی قهوه پرداخت شده بدون اینکه خورده شده باشد.

اگر کسی از آنجا رد میشد که مشکل مالی داشت یا به هر دلیلی پول همراهش نبود، کافی است به صاحب کافه بگوید: A cup of pending coffee please

جستجوهای اینترنتی من نشان داد که این فرهنگ الان به شام و ساندویچ و نوشیدنی های دیگر هم تسری پیدا کرده است.

احساس لذت کردم از اینکه چنین ایده هایی در دنیای اطراف من متولد می شوند.

احساس شرمندگی و حماقت کردم از اینکه چرا تا امروز این را نفهمیده بودم.

احساس شعف و امید کردم که در دنیایی که Pending Coffee سرو می شود، هنوز می توان به آینده انسان امید داشت.

احساس حسرت کردم و با آهی عمیق در دلم گفتم: ای کاش این ایده، ایده ی من بود...
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 10:24  توسط   | 

چندی پیش یادداشتی در یکی از سایت ها دیدم که خواندنش خالی از لطف نیست.

***

سوژه اولین یادداشتم در سال 92 را ، در آخرین ساعت سال 91 در نانوایی نزدیک خانه مان یافتم!گل


در صف "یه دونه ای ها" های نان سنگکی بودم که کارگر نانوایی به من و یکی دیگر گفت: امکان دارد به شما نان نرسد.
خنده ای کردم و گفتم: اشکال ندارد ؛ اگر نرسید می روم و سال بعد می آیم.

نانوایی خلوت بود: دو-سه خانم و چهار-پنج آقا ؛ کارگر نانوایی به خانمی که 4 تا نان سنگک می خواست گفت: اگر ممکن است شما یک نان کمتر بگیرید تا به بقیه هم برسد.

زن که گویا حرف ناروایی شنیده باشد ، سریع واکنش نشان داد: نه خیر آقا! امکان ندارد ؛ چهار تا کمتر نمی برم.
کارگر نانوایی ، چهار تا نانش را داد و راهی اش کرد.

مرد جوانی که جلوتر از ما بود و پول 5 تا نان سنگک را داده بود ، رو به کارگر نانوایی کرد و گفت: آقاجون! من سه تا می برم تا به همه برسد. نان و بقیه پولش را گرفت و در حالی که سنگ های روی نان را جدا می کرد ، گفت:"مشکل ما این است که با هم مهربان نیستیم" و ادامه داد: "خدا کند در سال جدید همدیگر را دوست داشته باشیم " ؛ این را گفت و رفت و به همه نان رسید.

نان را که به خانه می بردم ، یاد یکی از یادداشت هایم افتادم که مرداد 1387 نوشته بودم ؛ عنوان یادداشت این بود: " ما همدیگر را دوست نداریم"و آورده بودم که ما ، تا یکدیگر را دوست نداشته باشیم ، پیش نخواهیم رفت و مثال هایی آورده بودم ؛ از جمله:

«اگر دقت کرده باشید ، حتماً با این مورد مواجه شده اید که بسیاری از شهروندانی که خودروهای خود را در خیابان ها پارک می کنند ، اگر بتوانند و شرایط اجازه دهد ، به گونه ای آن را پارک می کنند که خروج از محل پارک برایشان "بسیار آسان" شود و نیازی به جلو و عقب بردن چند باره اتومبیل نباشد ؛ بنابراین اگر فضا فراهم باشد ، در جایی که می توان به طور استاندارد دو خودرو را پارک کرد ، خودرویشان را به گونه ای پارک می کنند که نه در پشت و نه در جلوی آن نمی توان خودرویی را پارک کرد.
این در حالی است که همان راننده ، به خوبی می داند که چند دقیقه بعد ، یک انسان دیگر در همان مکان نیاز به پارکینگ خواهد داشت ولی چون به اصطلاح"خر خودش از پل گذشته است" دیگر به نفر بعدی فکر نمی کند زیرا او را دوست ندارد و هیچ احترامی هم برایش قائل نیست.»

مهربانی
در آن یادداشت - که خیلی دوستش دارم - نوشته بودم: اگر همدیگر را دوست داشته باشیم ، هیچ رستورانی غذای آلوده به ما نخواهد داد و هیچ پزشکی ، فقط برای حق ویزیت ، نبض بیمار رانخواهد گرفت ، هیچ کارگری کم کاری نخواهد کرد و خانواده های مان قوام بیشتری خواهند داشت. وقتی همدیگر را دوست داشته باشیم ، سر یکدیگر کلاه نخواهیم گذاشت ، با هم نزاع نخواهیم داشت ، کم فروشی و گران فروشی نخواهیم کرد و دا دگاه هایمان خلوت خلوت خواهد بود... .

اینک ، بیایید نه به طور شعاری و برای خالی نبودن عریضه ، که به عنوان یک انسان ، واقعاً همدیگر را دوست داشته باشیم. نگوییم که با تغییر منِ تنها ، چه اتفاقی می افتد؟ هر تحولی از باید از درون فرد فردمان ریشه بگیرد ؛ منتظر دیگران نباشیم و بدانیم که مهربان بودن و دوست داشتن انسان ها ، فضیلتی است که بیش و پیش از همه ، خودمان از آن لذت خواهیم برد. لذت مهربانی را از خود دریغ نکنیم.

سال نو بر همه مهربانان و غیرمهربانان مبارک باد.

منبع : سایت خبری عصر ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 13:9  توسط   | 

برای نشان دادن هر نقطه ای در یک صفحه می توان از دستگاه های زیر استفاده کرد:

1- دستگاه مختصات دکارتی (Decart)

2- دستگاه مختصات قطبی (Polar)

هر نقطه در دستگاه مختصات دکارتی به صورت جفت (x,y) نشان داده می شود و این نقطه در دستگاه قطبی به صورت (r , teta) نمایش داده می شود.

در فضای سه بعدی (یا همان دنیای واقعی خودمان) برای نشان دادن هر نقطه می توان از سه دستگاه مختلف

1- کارتزین (Cartesian)

2- استوانه ای (Cylindrical)

3- کروی (Spherical)

استفاده کرد.

از آن جا که دستگاه کارتزین شکل توسعه یافته دستگاه دکارتی است و اکثر تجربیات ما نیز از ریاضیات پایه بر اساس دستگاه دکارتی است در نتیجه کار با دستگاه کارتزین در مقایسه با سایر دستگاه های سه بعدی ساده تر به نظر می رسد. این دستگاه بر اساس سه محور عمود بر هم x , y , z  تعریف می شود.

مختصات استوانه ای و کروی دستگاه هایی هستند که با توسعه مختصات قطبی در فضای سه بعدی ایجاد می شوند و از آن جا که مختصات قطبی نسبت به مختصات دکارتی کمتر در ریاضیات پایه مورد بحث قرار می گیرد در نتیجه حالت های توسعه یافته آن یعنی مختصات استوانه ای و کروی نیز نامانوس تر به نظر می رسند.

اما اساسا چرا مطالعه مختصات کروی و استوانه ای برای مهندسین ضروری است؟

جواب این سوال به شکل های انحنا دار و فضاهای خمیده دنیای واقعی بر می گردد. لوله های انتقال سیالات نظیر آب، نفت، گاز و ... به صورت یک استوانه طولانی هستند. برج های تقطیر، فلش درام ها، تانک ها و بسیاری دیگر از تجهیزات مورد استفاده در صنعت نیز به صورت استوانه هستند. مخازن ذخیره سازی نیز به صورت کروی یا استوانه ای طراحی می شوند. کاتالیست های مورد استفاده در صنعت نیز عموما به صورت کروی هستند. و بسیاری از نمونه های دیگر ....

برای مدل سازی هر یک از سیستم های اخیر در صنعت و توصیف کارکردهای آن نیاز است که این تجهیزات در مختصات مناسب و متناظر با شکل آن ها بررسی و مطالعه شوند. لازم به یادآوری است که می توان همه سیستم ها را در مختصات کارتزین بررسی کرد اما به دلیل پیچیدگی های متعددی که در محاسبات به وجود می آید انجام این کار سخت و طاقت فرسا خواهد شد.

در نتیجه آشنایی با مختصات استوانه ای و کروی و نحوه المان گیری در این مختصات امری اجتناب ناپذیر برای همه مهندسین شیمی، پلیمر، نفت و ... است.   

برای آشنایی بیشتر با مختصات قطبی، استوانه ای و کروی و نحوه المان گیری در این مختصات از لینک زیر فایل مربوطه را دانلود کنید.

از اینجا دانلود کنید.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391ساعت 18:16  توسط   | 

با سلام به همه دوستان عزیز

در رابطه با امتحانات پایان ترم توجه داشته باشید که:

۱- امتحان پایان ترم درس انتقال حرارت و تقطیر چند جزیی به صورت کتاب باز و جزوه باز انجام خواهد شد و استفاده از ماشین حساب نیز مجاز خواهد بود.

۲- امتحان پایان ترم درس ترمودینامیک فقط به صورت کتاب باز است و استفاده از ماشین حساب نیز مجاز می باشد.

۳- امتحان پایان ترم درس کاربرد ریاضی در مهندسی شیمی به صورت کتاب بسته و جزوه بسته انجام خواهد شد و استفاده از ماشین حساب نیز مجاز نیست.

۴- لطفا تمرین های مشخص شده در هر درس را روز امتحان تحویل دهید.  

۵- شماره تمرین های فصل ۷ و ۸ درس انتقال حرارت گروه مهندسی پلیمر به شرح زیر است:

 7.2
7.4
7.9
7.10
7.15

8.4
8.7
8.11
8.17
8.27
8.83
8.96

شماره تمرینات فوق بر اساس ویرایش چهارم کتاب انتقال حرارت اینکروپرا می باشد.

۶- زمان تحویل پروژه های تعریف شده تا تاریخ برگزاری آزمون درس مربوطه می باشد. به پروژه هایی که ناقص  یا اشتباه انجام شده باشند نمره ای تعلق نخواهد گرفت.

 

موفق و پیروز باشید.

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 23:45  توسط   | 

محک: به کودکان سرطانی بدون صرف هیچ هزینه ای کمک کنید.

آدرس وب سایت:


http://mahak-charity.org







+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 22:47  توسط   | 

میگن جواب یک دانشجوی دانشگاه واشینگتن به یک سؤال امتحان شیمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اینترنت پخش شده و دست به دست میگردد و خوندنش سرگرم‌کننده است . پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است یا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟

اکثر دانشجویان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بویل-ماریوت متوسل شده بودند که می‌گوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. یا به عبارت ساده‌تر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقیم ندارند.  اما یکی از آنها چنین نوشت: اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر می‌کند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند.  پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر.  با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه می‌شویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیشتر می‌شود. حالا می‌توانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم: طبق قانون بویل-ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد. اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد:

1) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود

2) اگر جهنم سریعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج پایین خواهند آمد تا جهنم یخ بزند. 

 اما راه‌حل نهایی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا یافت که می‌گوید: «مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است.

تنها جوابی که نمرهء کامل را دریافت کرد، همین بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1391ساعت 15:5  توسط   | 

این پست را بخاطر سوال یکی از دوستان در همین زمینه گذاشتم. امیدوارم مفید فایده باشد.

بر اساس تعریف انرژی آزاد گیبس برای یک سیستم که از قانون اول ترمودینامیک و فرض برگشت پذیری فرایند منجر می شود، داریم

dg=-sdT+vdP

برای یک مول ماده خالص در دمای ثابت خواهیم داشت

dg=vdP

 و برای گاز ایده آل انرژی آزاد آن برابر خواهد شد با،

  v=RT/P

dg=RTdP/P

و یا

dg=RTd(lnP)

به عبارت دیگر انرژی یک گاز ایده آل در فشار ثابت تابعی از لگاریتم فشار آن در دمای ثابت است. بنابراین فشار بیشتر به معنی انرژی بیشتر گاز خواهد بود که تمایل دارد برای رسیدن به تعادل از فاز گاز خارج شده و به فاز مایع برود.  

اما آیا برای گاز واقعی نیز می توان این ادعا را مطرح کرد؟

برای یک گاز واقعی در دمای ثابت انرژی گاز تابع لگاریتمی از فشار نیست. بلکه تابعی از فشار تصحیح شده شده است که به آن فوگاسیته می گویند،

Fugacity (f)=Corrected pressure (c*P)

 در نتیجه انرژی آزاد یک گاز واقعی به صورت زیر محاسبه می شود

dg=RTdlnf

و پس از آن ضریب فوگاسیته به صورت زیر به دست می آید

φ=f/P

 برای مقایسه این که رفتار یک گاز چقدر به گاز ایده آل نزدیک است از تعریف ضریب فوگاسیته استفاده می شود، که به صورت نسبت فوگاسیته به فشار گاز است. به عبارتی ضریب فوگاسیته در عمل همان ضریب تصحیحی است که در محاسبات مربوط به گاز واقعی نسبت به گاز ایده آل استفاده می شود. هر چه این ضریب به یک نزدیک تر باشد، رفتار یک گاز بیشتر به حالت ایده آل نزدیک است.

برای مخلوط ها ضریب فوگاسیته به صورت نسبت فوگاسیته به فشار جزیی تعریف می شود،

φi=fi/(yi P)

که نشان می دهد برای مخلوط ها، ضریب فوگاسیته یک جزء علاوه بر دما و فشار تابع کسر مولی جزء مورد نظر در مخلوط نیز می باشد. در این جا اگر ضریب فوگاسیته یک جزء به سمت یک میل کند به معنی یکی شدن فوگاسیته آن جزء با فشار جزیی آن است. اگر ضریب فوگاسیته همه اجزاء در مخلوط به یک نزدیک شود، در این صورت آن مخلوط یک محلول ایده آل (گاز ایده آل) خواهد بود.

اما در عمل چیزی که بسیار اهمیت دارد نسبت ضریب فوگاسیته یک جزء در دو فاز در حین تعادل است. این نسبت را ثابت تعادل می گویند. مثلا برای دو فاز بخار و مایع در حال تعادل داریم 

Ki=yi/xiiLiV

هر چه ثابت تعادل یک جزء بزرگتر باشد، به این معنی است که آن جزء در مخلوط فرارتر است یا به عبارت دیگر این جزء بیشتر در فاز بخار حضور دارد تا فاز مایع. معمولا برای جزیی با ثابت تعادل بالا، ضریب فوگاسیته مایع آن جزء عدد بزرگتری از یک و ضریب فوگاسیته بخار آن نزدیک به یک یا کوچک تر از یک است. برای جزء با ثابت تعادل کوچک، ضریب فوگاسیته فاز مایع آن کوچک تر از یک و نزدیک به صفر است در حالی که ضریب فوگاسیته فاز بخار آن نزدیک به یک است. 

مثلا مخلوط دو جزیی اتان و نرمال دکان را در دمای ۴۱۱ کلوین و فشار ۹۴۷ کیلوپاسکال در نظر بگیرید. از آن جا که اتان از نرمال دکان بسیار سبک تر است (هشت کربن کمتر!) در نتیجه فرارتر بوده و تمایل دارد به فاز بخار برود، در حالی که نرمال دکان با فراریت پایین تر در فاز مایع خواهد ماند. نتایج محاسبات با استفاده از معادله حالت SRK نشان می دهد که،

Ki

φiL

φiV

8.4061

8.3606

0.9946

C2

0.1551

0.1377

0.888

n-C10

    

 در این جا ضریب فراریت اتان در فاز مایع ۸ برابر مقدار آن در فاز بخار است. این نکته نشان می دهد که مولکول های اتان تمایلی به ماندن در فاز مایع ندارند (ضریب فوگاسیته بالای مایع) و در عوض به سرعت وارد فاز بخار می شوند (ضریب فوگاسیته پایین تر بخار). در عوض نرمال دکان با ضریب فوگاسیته پایین تر مایع نسبت به ضریب فوگاسیته بخار آن بیشتر تمایل به ماندن در فاز مایع خواهد داشت.

پس آن چه که در مباحث مربوط به ضریب فوگاسیته یک جزء در مخلوط اهمیت دارد، نسبت ضریب فوگاسیته های آن جزء در دو فاز یا ثابت تعادل آن جزء است و نه هر یک از ضرایب فوگاسیته مربوط به یک جزء در مخلوط!

کاربردهایی که از مبحث ضریب فوگاسیته در شبیه سازی، بهینه سازی و طراحی فرایندها می توان متصور شد، بسیار گسترده است. همه فرایندهایی که بحث تعادل دو فاز، جوشش مایع یا نقطه حباب و میعان شدن گاز یا نقطه شبنم را دارند، به گونه ای نیازمند محاسبه ضریب فوگاسیته اجزاء در فازهای مختلف می باشند. از این دسته می توان به دستگاه هایی نظیر جداسازهای دو فازی مایع/بخار و مایع/مایع، جداسازهای سه فازی مایع/مایع/بخار، برج های تقطیر، سیستم های سرمایشی نظیر چیلرها، سیستم های گرمایشی نظیر ریبویلرها، خطوط انتقال نفت و گاز، چاه های نفت و گاز و غیره اشاره کرد.

  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 19:51  توسط   | 

جند وقت پیش داشتم به این موضوع فکر میکردم که چه آداب و رسومی برای ماه رمضان در سراسر استان بوشهر وجود دارد. این شد که به فکر افتادم و گفتم این مطلب رو با شما در میان بگذارم و نظرات تون رو برای درج در این وبلاگ منتشر کنم.

فرض کنید این هم یک سوال امتحانیه که خودش به تنهایی ۲۰ نمره داره.

آداب و رسوم مردم شهر یا روستای شما (با ذکر نام محل) در ماه رمضان چیست ؟

 

یادآوری: از آن جا که این وبلاگ یه جای عمومی برای تبادل اطلاعات با همه عزیزان هستش، لطف کنید و نظرات تون را به صورت عمومی و نه خصوصی درج کنید. در این حالت همه دوستان از نظرات همدیگه مطلع می شوند و امکان بحث درباره یک مطلب وجود خواهد داشت. 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت 11:43  توسط   | 

نمیدونم این داستان واقعی است یا نه! اما به شدت تفکر برانگیز است.

...

چند وقت پيش با پدر و مادرم رفته بوديم رستوران كه هم آشپزخانه بود هم چند تا ميز گذاشته بود براي مشتريها ...

افراد زيادي اونجا نبودن , 3نفر ما بوديم با يه زن و شوهر جوان و يه پيرزن پير مرد كه نهايتا 60-70 سالشون بود...

ما غذا مون رو سفارش داده بوديم كه يه جوان تقریبا 35 ساله اومد تو رستوران ، يه چند دقيقه اي گذشته بود كه اون جوان گوشيش زنگ خورد ، البته من با اينكه بهش نزديك بودم ولي صداي زنگ خوردن گوشيش رو نشنيدم ...

شروع كرد با صداي بلند صحبت كردن و بعد از اينكه صحبتش تمام شد رو كرد به همه ماها و با خوشحالي گفت كه خدا بعد از 8 سال يه بچه بهشون داده و همينطور كه داشت از خوشحالي ذوق ميكرد روكرد به صندوق دار رستوران و گفت اين چند نفر مشتريتون مهمون من هستن ميخوام شيريني بچم رو بهشون بدم...!

به همشون باقالي پلو با ماهيچه بده !!!

خوب ما همگيمون با تعجب و خوشحالي داشتيم بهش نگاه ميكرديم كه من از روي صندليم بلند شدم و رفتم طرفش ،  اول بوسش كردم و بهش تبريك گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذامون رو سفارش داديم و مزاحم شما نميشيم...

اما بلاخره با اصرار زياد پول غذاي ما و اون زن و شوهر جوان و اون پيرزن  و پيرمرد رو حساب كرد و با غذاي خودش كه سفارش داده بود از رستوران خارج شد...

خب اين جريان تا اين جاش معمولي و زيبا بود ، اما اونجايي خيلي تعجب كردم كه ديشب با دوستام رفتيم سينما كه تو صف براي گرفتن بليط ايستاده بوديم و  ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو ديدم كه با يه دختر بچه 4-5 ساله ايستاده بود تو صف ...

از دوستام جدا شدم و يه جوري كه متوجه من نشه نزديكش شدم و باز هم با تعجب ديدم كه دختره داره اون جوان رو بابا خطاب ميكنه  !!!

ديگه داشتم از كنجكاوي ميمردم ، دل زدم به دريا و رفتم از پشت زدم رو كتفش !

به محض اينكه برگشت من رو شناخت و  رنگ و روش پريد !

اول با هم سلام و عليك كرديم بعد من با طعنه بهش گفتم : ماشالله از 2-3 هفته پيش بچتون بدنيا اومد و بزرگ شده !!!

همينطور كه داشتم صحبت ميكردم پريد تو حرفم گفت : داداش اون جريان يه دروغ بود ، يه دروغ شيرين كه خودم ميدونم و خداي خودم...!

ديگه با هزار خواهش و تمنا جریان رو گفت : اون روز وقتي وارد رستوران شدم دستهام كثيف بود و قبل از هر كاري رفتم دستهام رو شستم  و همينطور كه داشتم دستهام رو ميشستم صداي اون پيرمرد و پير زن رو شنيدم ...

البته اونا نميتونستن منو ببينن و با خنده باهم صحبت ميكردند :  پيرزن گفت كاشكي ميشد يكم ولخرجي كني امروز يه باقالي پلو با ماهيچه بخوريم ! الان يه سال ميشه كه ماهيچه نخوردم ...

پير مرد در جوابش گفت :  ببين اومدي نسازيها ! قرار شد بريم رستوران و يه سوپ بخريم و برگرديم خونه اينم فقط بخاطر اينكه حوصلت سر رفته بود ! من اگه الان هم بخوام ولخرجي كنم نميتونم بخاطر اينكه 18 هزار تومان بيشتر تا سر برج برامون نمونده...

همينطور كه داشتن با هم صحبت ميكردند ، كسي كه سفارش غذا رو ميگيره اومد سر ميزشون و گفت چي ميل دارين ؟!

پيرمرد هم بيدرنگ جواب داد : پسرم ما هردومون مريضيم اگه ميشه دو تا سوپ با يه دونه از اون نوناي داغتون برامون بيار...!

من تو حالو هواي خودم نبودم ، همينطور آب باز بود و داشت هدر ميرفت و تمام بدنم سرد شده بود ، احساس كردم دارم ميميرم ...

رو كردم به اسمون و گفتم خدایا شكرت فقط كمكم كن !

بعد اومدم بيرون يه جوري فيلم بازي كردم كه اون پيرزن بتونه يه باقالي پلو با ماهيچه بخوره ، همين !

ازش پرسيدم كه : چرا ديگه پول غذاي بقيه رو دادي ؟! ماهاكه ديگه احتياج نداشتيم !

گفت : داداشي !  پول غذاي شما كه سهل بود من حاضرم دنياي خودم و بچم رو بدم ولي آبروي يه انسان رو تحقير نكنم ...

اين و گفت و رفت !

يادم نمياد كه باهاش خداحافظي كردم يا نه ، ولي يادمه كه چند ساعت روي جدول نشسته بودم و به دروديوار نگاه ميكردم و مبهوت بودم ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 18:45  توسط   |